ملا محمد مومن كرمانى
109
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
شاهرخ به شاهرخ خلعت مىدهد الحق او هم كمال سلوك را در حق أعالى و أدانى شهر و بلوك مسلوك داشته ، چون ماليات و چيز ديگر به پادشاهى نمىداد و در واقع آن زمان ، ايران را سلطانى نبود - شاهرخ خان هم به جزئى چيزى از مردم آن مملكت راضى بود و مطلقا ظلم و تعدّى نمىنمود . با جمهور مردم و وضيع و شريف و أوساط الناس ضعيف كرمان به طور برادرى و محبّت راه مىرفت ، عامهء مردم در مهد امن و آسايش غنوده بودند . زمستان را غالبا به جيرفت و نرماشير قشلاميشى مىكرد . در هزار و يكصد و شصت و پنج ( ه / 1752 م . ) شاهرخ ميرزا نوادهء نادرشاه ، از خراسان ، خلعت و منشورى با يك نفر معتمد به كرمان نزد شاهرخ خان فرستاد . او ظاهرا اطاعت كرد ولى از فرستادن ماليات ابا نموده گفت : - كرمان از ظلم نادر شاه چنان صورت ويرانى يافته كه تا سى سال ديگر ، رعيّت ، قوّهء دادن ماليات ندارد . . . » « 1 » در تاريخچهء كوهبنان آمده است : « شاهرخ خان افشار بعد از مراجعت از هرات ، عبد الرشيد خان بنى عمّ خود را مأمور در معموريت كوهبنان نمود . . . اطراف و فوق شهر قديم را بناى عمارت و آبادى گذاشته . . . بعد از آباد شدن ، شاهرخ خان خودش به كوهبنان و بافق و بهاباد آمده امر به استحكام قلاع نموده تعيين ضابط و مستحفظ كرد . . . او هجده سال رياست كرد و بنيچهء كرمان را از نو بست - كه حال هم برقرار است . » « 2 » دستور تأليف كتاب مؤلف صحيفة الارشاد كه كتاب خود را به فرمان او نوشته ، در حق شاهرخ خان - البته با اغراق اديبانه اينطور اظهار نظر مىكند : « به ميامن اقبال مصون از نكوب و زوال بندگان والاشان . . . نواب مستطاب . . . سپهر ركاب مبادى آداب خورشيد اشتهار
--> ( 1 ) - تاريخ وزيرى ، چاپ سوم ، ص 676 . ( 2 ) - رسالهء ابو الحسن خان كوهبنانى ، ص 10 .